سيد صادق سجادى

460

تاريخ برمكيان ( فارسى )

24 - فضل ربيع ( 140 - 208 ق ) . ديوانسالار و وزير مشهور عصر هارون . پدرش ربيع بن يونس حاجب منصور عباسى بود و برخى او را وزير اين خليفه نيز خوانده‌اند . قسمتى از شهرت او به سبب دشمنيهايش با برمكيان است و مىكوشيد پايگاهى مانند آنان بيابد ولى توفيقى نمىيافت . پس از عزل فضل برمكى از حجابت ، وى حاجب هارون شد و بر همان مسند بود تا برمكيان منقرض شدند و فضل ربيع وزارت يافت . پس از هارون وزير امين شد و بر ضد مأمون به كار پرداخت . چون مأمون پيروز شد ، فضل گريخت و پنهان شد تا مأمون او را امان داد و ظاهر گرديد . ابو نواس از ستايشگران او بود . پسرش عباس و برادرش يعقوب نيز از حاجبان بودند . « 1 » 25 - منصور بن زياد . از ديوانيان و دولتمردان عصر هارون . در آغاز كاتب يحيى برمكى در ديوان خراج بود و از خاصان وزير به شمار مىرفت و چنان مقّرب بود كه مردم نامه‌هاى خويش را به او مىدادند . در سال 176 كه فضل بن يحيى عازم طبرستان شد ، منصور بن زياد را به جاى خود بر دربار خليفه گمارد تا به جاى او كار كند . يك بار نيز مبلغ كلانى توسط هارون مصادره شد ولى برمكيان به دشوارى آن مال را تهيه كردند و جانش را خريدند . با اين همه وى از نخستين كسانى بود كه با يحيى آشكارا به دشمنى برخاست . امّا يحيى و فرزندانش تا آخر عمر از نيكى به او دريغ نكردند « 2 » . 26 - يحيى بن معاذ . در متن اخبار برمكيان يك جا نام او به همين صورت درست ، و در جاى ديگر به صورت معاذ بن يحيى آمده است . يحيى از نزديكان هارون و برامكه بود . در 177 ق به نيابت از فضل به حكومت خراسان رفت . در 191 مأمور سركوب ابو النداء در شام و ضبط حكومت آنجا شد . در 192 همراه مأمون به خراسان رفت . گويا اواخر در ايام برميكان وى همچنان در خراسان بود . به روزگار مأمون از خاصان او گرديد و حكومت و امارت و سپهسالارى داشت . وى در 205 ق در جزيره درگذشت « 3 » . 27 - يحيى بن معين ، ابو زكريا ( 158 - 235 ق ) از دانشمندان و حافظان و فقيهان بزرگ و هم‌طراز ابو يوسف قاضى است . دانشمندانى چون امام بخارى ، مسلم بن حجاج ، ابو داود سجستانى از او روايت كرده‌اند . يحيى از نزديكان امام احمد بن حنبل بود و ابن حنبل او را

--> ( 1 ) . ابن جوزى ، 5 / 52 ، 364 ، 375 ، 423 ، 474 ؛ ابن خلكان ، 4 / 37 - 40 . ( 2 ) . جهشيارى ، 229 ، 239 ، 284 - 286 ؛ طبرى ، 8 / 242 ، 256 ؛ ابن جوزى ، 5 / 548 . ( 3 ) . ابن اثير ، الكامل ، 6 / 205 - 212 ، 223 ، 358 ، 362 ؛ حمزه اصفهانى ، 142 .